Mar 04

آقای بهرامی که رفت، بابا گفت: مرتیکه رباخوار، اومد به خاطر پونصد تومن، آبروم رو برد».

مامان گفت: کارش همینه. نباید ازش پول قرض می‌کردی». بعد به طرف تلفن رفت و شماره گرفت: بذار ببینم می‌شه از خانم احمدی قرض کنیم».

بابا گفت: ولش کن، با اون شوهر قاچاقچیش!». ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin

Feb 28

مردی مهربان و بذله گو به مرور زمان به آدمی ترسناک و عصبی مزاج تبدیل شده بود. زن او هر چه که به ذهنش می رسید و هر راهی را که می دانست رفت ، اما دریغ از این که چیزی عوض شود.

روزی به ذهنش رسید به نزد راهبی که در کوهستان زندگی می کند برود، تا معجونی بگیرد و به خورد شوهرش دهد، شاید چاره ای شود ! از این رو بود که زن راه سخت و دشوار کوهستان را پیش گرفت و بعد از ساعت ها عبور از مسیرهای سخت، خود را به کلبه راهب رساند. قصه خودش را به او گفت و در انتظار نشست که ببیند چه معجونی را برایش می سازد. ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin

Feb 28


مرد مسني به همراه پسر جوانش در قطار نشسته بود. در حالي که مسافران در صندلي‌هاي خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.

به محض شروع حرکت قطار پسر جوان که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هيجان شد. دستش را از پنجره بيرون برد و در حالي که هواي در حال حرکت را با لذت لمس مي‌کرد فرياد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت مي‌کنن. مرد مسن با لبخندي هيجان پسرش را تحسين کرد. ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin

Feb 26

روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت ” مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست

فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin

Feb 24

در زمانهای قدیم وقتی راه بشر به زمین باز نشده بود فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند.

 ذکاوت گفت:بیایید تا با هم بازی کنیم مثل قایم باشک.

 دیوانگی فریاد زد:آره قبوله من چشم میذارم.

 چون کسی نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند.دیوانگی چشمهایش را بست و شروع به شمردن

 کرد:یک….دو…..سه…. ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin \\ tags: ,

Feb 24

آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟

استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد: “بله او خلق کرد.” ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin

Feb 24

عشق جادوی ناتمام
یك بار دختری حین صحبت با پسری كه عاشقش بود ،ازش پرسید
چرا دوستم داری؟واسه چی عاشقمی؟
پسر:دلیلشو نمیدونم ….اماواقعا”‌دوست دارم
دختر:تو هیچ دلیلی نمیتونی بگی پس چطور دوستم داری؟ ادامه مطلب …»

نوشته ای از admin